لبنان بار دیگر در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. ماهها درگیری در جنوب، خسارتهای گسترده به زیرساختها، جابهجایی هزاران نفر و تشدید بحران اقتصادی، این کشور را در وضعیتی قرار داده که آینده آن بیش از هر زمان دیگری به توانایی بازیگران داخلی برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از بازتولید چرخه بحران وابسته است.
اگرچه در هفتههای اخیر نشانههایی از تلاش برای کاهش تنش دیده میشود، اما مسیر رسیدن به ثبات همچنان با موانع متعدد سیاسی، امنیتی و اقتصادی روبهرو است. لبنان اکنون نه در آستانه یک جنگ تمامعیار قرار دارد و نه به صلحی پایدار نزدیک شده است؛ بلکه در وضعیتی میان این دو قرار گرفته که میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد.
جنوب لبنان؛ زخم باز جنگ
مهمترین چالش پیش روی لبنان، وضعیت مناطق جنوبی است. بسیاری از روستاها و شهرکهای مرزی با خسارتهای سنگین مواجه شدهاند و بازگشت کامل زندگی عادی به این مناطق هنوز امکانپذیر نیست. هرچند بحثهایی درباره استقرار گستردهتر ارتش لبنان و ایجاد سازوکارهای جدید امنیتی مطرح شده، اما نحوه اجرای این طرحها همچنان محل اختلاف است.
مسئله تنها توقف درگیریها نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که مانع بازگشت تنشها شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه توافق امنیتی بدون وجود ضمانتهای اجرایی و سیاسی، در معرض فروپاشی قرار دارد. به همین دلیل، پرسش اصلی در لبنان امروز نه درباره پایان جنگ، بلکه درباره چگونگی حفظ ثبات پس از آن است.
حزبالله و معادله دشوار بازدارندگی
یکی دیگر از چالشهای اساسی، آینده نقش نظامی و سیاسی حزبالله است. نشانههایی از آمادگی این گروه برای برخی تعدیلات در آرایش نظامی خود دیده میشود، اما این موضوع به معنای خروج آن از صحنه سیاسی لبنان نیست.
واقعیت این است که حزبالله همچنان یکی از مهمترین بازیگران سیاسی کشور به شمار میرود و هرگونه تلاش برای ترسیم آینده لبنان بدون در نظر گرفتن جایگاه آن با دشواریهای جدی روبهرو خواهد شد. در مقابل، مخالفان این گروه نیز خواستار افزایش نقش دولت و ارتش در مدیریت مسائل امنیتی هستند.
این وضعیت باعث شده لبنان با یک معادله پیچیده روبهرو شود؛ از یک سو نیاز به تقویت اقتدار نهادهای رسمی وجود دارد و از سوی دیگر حذف یا نادیده گرفتن یکی از مهمترین بازیگران داخلی عملاً امکانپذیر نیست. یافتن نقطه تعادل میان این دو رویکرد یکی از دشوارترین آزمونهای پیش روی نظام سیاسی لبنان خواهد بود.
اقتصاد؛ بحرانی که پایان نمییابد
در حالی که توجه رسانهها عمدتاً بر تحولات امنیتی متمرکز است، بسیاری از کارشناسان معتقدند خطر واقعی برای ثبات لبنان همچنان بحران اقتصادی است. اقتصاد این کشور طی سالهای گذشته با سقوط ارزش پول ملی، افزایش بیکاری، کاهش سرمایهگذاری و فرار سرمایه انسانی روبهرو بوده است.
جنگ اخیر نیز هزینههای تازهای بر دوش دولت و جامعه گذاشته است. بازسازی مناطق آسیبدیده به میلیاردها دلار منابع مالی نیاز دارد؛ منابعی که دولت لبنان به تنهایی توان تأمین آن را ندارد. در چنین شرایطی، هرگونه تأخیر در روند بازسازی میتواند نارضایتی اجتماعی را افزایش داده و شکافهای سیاسی موجود را عمیقتر کند.
سیاست شکننده و آیندهای نامطمئن
شاید بزرگترین مانع پیش روی لبنان، شکنندگی ساختار سیاسی این کشور باشد. اگرچه در حال حاضر نشانهای از رویارویی مستقیم میان نهادهای اصلی قدرت دیده نمیشود، اما اختلافات دیرینه میان جریانهای سیاسی همچنان پابرجاست.
انتخابات پارلمانی آینده، تغییر احتمالی موازنه قدرت و رقابت بر سر نحوه اداره کشور میتواند بار دیگر تنشهای سیاسی را تشدید کند. لبنان در شرایطی قرار دارد که حتی کوچکترین بحران امنیتی یا اقتصادی میتواند به سرعت به یک بحران سیاسی فراگیر تبدیل شود.
در نهایت، آینده لبنان بیش از هر چیز به توانایی بازیگران داخلی برای رسیدن به توافقی پایدار بر سر مسائل امنیتی، سیاسی و اقتصادی وابسته است. جنگ در جنوب شاید روزی پایان یابد، اما چالش اصلی پس از خاموش شدن سلاحها آغاز خواهد شد؛ چالشی برای ساختن دولتی کارآمد، احیای اقتصاد و حفظ تعادل در جامعهای که سالهاست میان بحرانهای پیدرپی زندگی میکند.





نظر شما